تبلیغات
علوم غریبه،حروف ابجد،حروف ابجد کبیر،فال حروف ابجد،جدول حروف ابجد،استخاره با حروف ابجد - خشم وکینه و سنگها،انگشتر سلیمان،نگین شرف شمس
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

علوم غریبه،حروف ابجد،حروف ابجد کبیر،فال حروف ابجد،جدول حروف ابجد،استخاره با حروف ابجد
 

به وبلاگ من خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 توسط آذرمنش 09352191655 http://inforosh.com
خشم وکینه و سنگها

شاید خشم و کینه ات اجازه نده این مطلب را تا آخر بخوانی ولی اگر میخواهی رشد کنی و از این مانع بگذری این چند سطر را بخون:

 

وقتی از کسی خشمگین هستی فکر نکن داستان همین جا ختم میشه ،نه. او به تو گیر کرده وآن چیزی که انتظار شنیدنش را نداری این که تو هم به او گیر کرده ای . درست است که همین نفرت راه او را سد میکند وهم اکنون در نکبت گیر کرده است ولی تو هم تا زمانی که یقه اش را رها نکنی و نتوانی از او بگذری یا لااقل حرفت را بزنی یا حقت را بگیری، به او گیر کرده ای و در آتش او گرفتار .البته میدانم میگوئی گذشتن هم به این راحتی ها نیست واین تفکر حاصل عدم آگاهی نسبت به نتیجه گذشته.

 

اول برایت تشریح میکنم که چه اتفاقی افتاده البته از دید من: یک بیمار که گویا دکتر جوابش کرده وگفته:" برو هر چی میخوای بخور ،هر غلطی میخوای بکن.امیدی به آدم شدنت نیست ، درد بی دردی علاجش آتش است" ، یه جائی شما با این شخص همراه و همکلام شدی که البته اگه خوب نگاه کنی کم بی تقصیر هم نبودی. حضور این شخص در زندگی تو در بدترین حالت قابل تصور حاصل کوتاهی ،عدم آگاهی و ضعف خودت بوده ،حتی وقتی میخواسته وارد بشه از نقطه ضعف تو وارد شده پس می بینی که خیلی هم بی تقصیر نبودی حالا یه ضربه به شما زده ورفته .اولاً تو این عالم اگه به کسی فحش دادی مطمئن باش به خودت دادی، اگه تو گوش کسی زدی مطمئن باش تو گوش خودت زدی ، تمام عالم گواه این حقیقت هستند.

حالا داری آتش خشمتو برای اون میفرستی آتشی که باید در بدن تو یه کاری بکنه،داری این آتشو برای کسی میفرستی که دکتر بهش کفته "درد بی دردی علاجش آتش است" اون این آتشو دوست داره ،اون میخواد که تو رواین جوری بهم ریخته و درب وداغون ببینه .تاوقتی در جاذبه اون هستی ومیسوزی هر دو میسوزید. اما تو با اون فرق میکنی .تو می خوای رشد کنی می خوای رد بشی بری .نمی خوای گیر کنی. اصلاً این داروی تلخ رو برای همین بهت دادن. تا بخوری خوب بشی،بفهمی ضعفت کجا بوده ،درسشو بگیری بری بالاتر،وقتی بااین موجود تو این مرتبه درگیری چطور میتونی وارد یه مرحله دیگه بشی.باید یقشو رها کنی بری بالاتر اصلاً اجازه بده من حرف آخرو بزنم. داشتی از کوچه رد میشدی یه الاغ لگدت زده حالا اگه ایستادی گفتی این الاغ لگدم زده ،یه گازتم میگیره.الاغه دیگه چکارش میخوای بکنی ،الاغه.

میخوام بر خلاف این که همه میگن بهش فکر نکن تا خلاص شی ازت بخوام حداقل یک ساعت پشت سر هم بشینی وفقط به همین موضوع فکر کنی ،از روز اول مرور کن از کجا شروع شد وبه کجا رسید .وقتی خوب نگاه میکنی یکی یکی تمام درسهایی رو که باید میگرفتی ،میگیری .تو همین الان هم اون آدم دو سال پیش نیستی این اتفاقات کلی بینش تو رو عوض کرده و به تو رشد داده.

بگذریم وقتی همه درسهاشو گرفتی میبینی که بی ثمر هم نبود وکلی عوض شدی خدا را شاکر باش و این را بدان اگر درسهاشو بدرستی نگرفته باشی مورد مشابه دیگه ای پیش میآد و تو دوباره تو همون امتحان و توی همون درس کم میاری و دوباره از اول این چرخه ادامه پیدا میکنه.

حالا رابطه سنگها با این موضوع چیه:از قدیم درمورد سنگ "زبرجد" گفته میشد که زبرجد دل را پاک میکند قسمتی از خواصی که برای زبرجد در کتابهای جدید موجود در بازار آمده به این شرح است:

قلب را از حسادت،آزردگی،تلخی و نفرت پاک میکند،قدرت بخشش و فراموش کردن میدهد،سنگ رها سازی گناه و عصبانیت ،مصریان باستان برای شفادهی از آن استفاده میکردند.از زمرد سبز هم میتوانید استفاده کنید.رجوع شود به خواص زبرجد و زمرد

برای تفکر

تقریباً تمامی کسانی که به خشم وکینه دچارند و نمیتوانند بگذرند، دچار بیماریهای گوارشی بخصوص در معده میباشند که ریشه اصلی آن :

 

ناراحتیهای معده گاهی بیانگر ترس و وحشت از چیز های تازه و ناتوانی از هضم آنها میباشد . معده نگاه دارنده غذا است و اندیشه ها را هضم میکند . معده همه عقاید و تجربه های ما را هضم میکند . و شما چه چیز و چه کسی را نمی پذیرید ؟ چه چیزی دل و روده شما را بر هم میزند ؟ ناراحتی های معده بیانگر این است که نمی دانید چیزهای را که به آنها برخورد میکنید هضم کنید و میترسید .

سوزش معده هم معمولاً ناشی از ترس بسیار شدید و فرو خوردن خشم و در نتیجه اسیدی شدن شیره معده میباشد و شما از بلعیدن آنچه که آزارتان میدهد خسته اید .

اگر توان گذشت ندارید و سعی خودتان را هم کرده اید به خلوت بروید به در گاه قادر مطلق زانو بزنید وعرض حال کنید او مقلب القوب است .وقتی کودکی  خسته میشود واین خستگی را به پدر عرضه میدارد پدر او را در آغوش میگیرد و به قدم خودش او را میبرد ،حتماً متوجه هستید که قدم پدر با قدم کودک چقدر فرق میکند.

خلق را با تو چنین بدخو کنند                       تا تو را ناچار رو آنسوکنند      مولوی





طبقه بندی: علوم غریبه، 
برچسب ها: خشم وکینه و سنگها، انگشتر سلیمان، نگین شرف شمس،  
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ